تبليغاتX
بن‌بست باز
يه روزم مثل پدربزرگ بايد تو همين كوچه بن‌بست بميريم. اما ما ...
 

تلویزیون خونه ما موجود عجیبیه. خیلی وقته بهش مشکوک شده‌م. رفتارشناس نیستم وگرنه تحلیل خوبی می‌شد از رفتار این شی داد.

آخرش من نفهمیدم که وافعا متوجه نیست یا خودش رو زده به ننه من غریبم بازی.

ــ توی برنامه‌هایی که درباره زیست‌شناسی پخش میکنه، از تکامل، مثل نظریه‌ای بدیهی صحبت میکنه. تکاملی که والدین دانش‌آموزان آمریکایی هنوز اجازه تدریسش رو تو خیلی از مدرسه‌های آمریکا به معلم‌ها نمیدن!

ــ توی برنامه‌هایی که از کهکشان‌ها و منظومه شمسی پخش میکنه، خیلی عادی از بیگ بنگ (انفجار بزرگ) صحبت میکنه.

ــ سریالی استرالیایی از شبکه یک پخش میکنه که قاتل زنجیره‌ای که ده بیست نفر رو کشته، دوئلی با بازجوهاش راه انداخته و با خنده‌ها و طعنه‌هاش، اونها رو به بازی گرفته. یکی از بازجوها عصبانی میشه و داد میزنه سر متهم. جناب قاتل خیلی جدی بهش میگه: میکشونمت دادگاه! شکایت میکنم ازت! و یکی از بازجوها دوستش رو آروم میکنه و میگه: بس کن! میتونه ازت شکایت کنه!

ــ خانم مجری خبر شبکه سه، با لبخندی داره خبری به زعم خودش جالب برای بینندگان عزیزش میخونه. در حالیکه این خبر برای من لااقل تلخ و گزنده‌ست.

میگه دولت دانمارک، اتوبانی رو بسته (هم زمان تصاویر هم پخش میشه) چون یک نوع وزغ، حین جفت‌گیری، مسافتی رو طی میکنه و مجبوره از اتوبان بگذره. برای اینکه وزغ‌ها زیر لاستیک ماشین‌ها له نشن، اتوبان باید به مدت دو هفته بسته باشه.

تلویزیون خونه ما همه اینها رو پخش میکنه و نمیگه که ممکنه این چیزها، اذهان بینندگان بسیار عزیزش رو مشوش کنه!

 


پی‌نوشت:

البته چند روز پیش شبکه چهار، برنامه‌ای رو پخش میکرد درباره گالیله و تحقیقات و نظریه‌هاش و دادگاه تفتیش عقایدش. چند دقیقه از پخش برنامه بیشتر نگذشته بود. صحنه‌ای رو نشون میداد که گالیله مقابل کشیش زانو زده و استغفار میکنه، که ناگهان قیچی ِ تیزی تو صفحه تلویزیون ظاهر شد و وسط صحبت‌های کارشناس، پرتاب شدیم به صحنه‌های زیبایی از کوه و دشت و آگهی بازرگانی.

کارگردان محترم، همینجــــــور با پخش موسیقی، ببینندگان رو رسوند تا اخبار ساعت هشت!

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 21:27  توسط محمدرضا  |